خرید بک لینک

پنجشنبه دوم دی ۱۳۹۵

امروز دوم دی و من بعد از 3 سال که از فارغ التحصیلیم تو مقطع کارشناسی می گذره بالاخره امسال واسه ارشد ثبت نام کردم . خیلی خوشحالم که بالاخره تونستم انتخاب رشته کنم و با قاطعیت تو این کنکور ثبت نام کنم خدایا شکرت

نوشته شده توسط مهتاب محمدی در 17:3 | لینک ثابت •

برچسب: آزمون,کارشناسی,ارشد, نویسنده: روژان اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:41

Believe in your dreams

Belive in today

Belive that you are loved

Belive you can make a difference

Belive we can make a better world

Belive when others might not

Believe there is a light at the end of tuel

Belive that you might be that light for someone else

Belive that the best is yet to be

belive in each other

I Belive in you

نوشته شده توسط مهتاب محمدی در 19:29 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: روژان اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:41

به آرامی آغاز به مردن میکنیاگر سفر نکنی،اگر کتابی نخوانی،اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،اگر از خودت قدردانی نکنی.به آرامی آغاز به مردن میکنیزمانی که خودباوری را در خودت بکشی،وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.به آرامی آغاز به مردن میکنیاگر برده ی عادات خود شوی،اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …اگر روزمرّگی را تغییر ندهیاگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.تو به آرامی آغاز به مردن می کنیاگر از شور و حرارت،از احساسات سرکش،و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،و ضربان قلبت را تندتر میکنند،دوری کنی . .. .،تو به آرامی آغاز به مردن میکنیاگر هنگامی که با شغلت، یا ع

برچسب: آرامی,آغاز,مردن,کنی, نویسنده: روژان اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:41

کفش هایم را میپوشم

و در جاده زندگی قدم می زنم

من زنده ام و زندگی

ارزش رفتن دارد

آن قدر می روم

تا صدای قدم هایم

گوش ناامیدی را کر کند

خوب می دانم که گاهی کفش هایم

پاهایم را می زنند

می فشارند و به درد می آورند

اما من همچنان خواهم رفت

زیرا زندگی ارزش لنگام لنگان رفتن را نیز دارد

نوشته شده توسط مهتاب محمدی در 19:17 | لینک ثابت •

برچسب: امید, نویسنده: روژان اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:41

هیچ وقت از خود گذشته ات بدت نیاید. خود قبلی ات هم حق دارد؛ که بد بوده باشد، یا سکوت کرده باشد؛ حتی کودن و تنبل بوده باشد؛ حتی اگر یک خونمردگی وسیع روی پوسته قدیم ات درست کرده باشد! تو باید او را ببخشی؛ چون اگر نبود، خود فعلی تو نمی توانست هرگز زندگی کند. از خود گذشته ات تشکر کن که باعث اصلاح تو شده... به نظر من توی گذشته، از توی فعلیحق آب و گل بیشتری به گردنت دارد. همه ی زحمت ها را او کشیده و تو را بزرگ کرده. روحت را بزرگ کرده؛ بین گذشته و حالت فرق نگذار. او را هم به پارک و خرید ببر. برایش بستنی قیفی بخر. گذشته ات راهم در آینه ببوس و بگو چقدر دوستش داری... منبع باشگاه پرواز 650 همیشه عشق با

برچسب: خود,گذشته, نویسنده: روژان اسدیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:41

صفحه بندی